»
«

گردن کلفتی تحت وب

مرد حسابی من یه لینک می‌دم پنج هزار تا ویزیتور می‌فرستم این‌ور اون‌ور.
پست‌های من توی «گودر» صد تا لایک کمتر بگیره دیگه نمی‌نویسم جوجه.
من وقتی واسه کسی «کامنت» می‌ذارم، طرف اونو به عنوان یکی از افتخارات زندگیش قاب می‌گیره.
آرشیو پست‌های من رو بخوای چک کنی، آخریش رو باید با عزرائیل بخونی.
«گوگل ویو» رو من توی ایران آوردم.
کامنت‌هایی که من پاک می‌کنم از پای پست‌هام، به تو بدم می‌ری با اعتبارشون زن می‌گیری.
چند ماهه توی «مسنجر» جرأت نکردم چراغم رو روشن کنم.
«وحید آنلاین» رو می‌شناسی؟ اولین بار من براش مسنجر نصب کردم.
هر کدوم از توییت‌هام این‌قدر ری‌توییت می‌شه تا کل توئیت می‌شه RT.
اونایی که منو تو ریدر دنبال می‌کنن دیگه نیاز به وبگردی ندارن.
تو یه عکس با «شورت اینترنتی» داری، حرف می‌زنی؟
تو اصلاً می‌دونی وقتی یکی رو توی «فرفر» آنساب کنی و طرف خودکشی کنه یعنی چی؟
بیشین بینم. نشستی؟ تو همین فاصله آمار ویزیتورام هزار تا رفته بالا.
پستی که «نیم‌فاصله» رو رعایت نکرده باشه من اصلاً نمی‌خونم.
حس کامنت تأیید کردن نیست. دارم می‌رم شمال. اومدم شاید چند تاش رو تأیید کنم.
اون چیزی که واسه تو پسته، واسه من توییته.
«بالاترین» رو من «بالاترین» کردم.
مرد حسابی اندازه‌ی تعداد کامنت‌هات حرف بزن.
صبح یه ویدیو می‌ذارم توی «یوتیوب»، ظهر سر از سی.ان.ان در می‌آره.
یه زمانی توی کنفرانس‌های مسنجر کسی نمی‌تونست تاک رو ازم بگیره. حالا چه همه واسه ما شاخ شدن.
«اپرا وینفری» ازم خواسته اسم وبلاگم رو توی برنامه‌اش بیاره. اون‌وقت تو التماس «نوبت شما» رو می‌کنی؟
من رو این‌جوری نگاه نکن. یه زمانی می‌خواستم رئیس‌جمهور «سیصد و شصت» بشم.
صفحه ششم‌ام توی «فیس بوک» داره پر می‌شه. حس باز کردن هفتمیش نیست.

دیدگاه‌های شما (۱۳۴)

مهندس پنگول جونی گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۳۴ قبل از ظهر

ایولخیلی باحال بودای کاش ما هم مثه شما شاخ بودیم تو دنیای وب

[پاسخ]

فرناز گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۱۰ بعد از ظهر

چرا این پستت آپدیت نشده تو لیست بلاگامون؟؟؟

[پاسخ]

فرناز گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۱۳ بعد از ظهر

عجب آدمیخوش به حالش که اینقدر طرفدار داره اما این که شد همش زندگی مجازی زندگی مجازی پر مشغله ای داره

[پاسخ]

رهگذر گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۲۷ بعد از ظهر

قربان میشه یه امضای اینترنتی روی پرینت اسکیرین وبلاگتون بهم بدین…ارادتمندیم قربان

[پاسخ]

mary k گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۵۸ بعد از ظهر

حسودیم شد بهت میثمجدی میگم

[پاسخ]

ليلا گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۵۹ بعد از ظهر

نه بابا؟؟؟!!!!

[پاسخ]

Anonymous گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۰۲ بعد از ظهر

دادا میثم شوما خیلی ….

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۱۱ بعد از ظهر

اون‌هایی که دوست دارن من بهشون لینک بدم لطفاً مایه رو واریز کن به شماره کارتی که براشون ایمیل شده.

[پاسخ]

مـ ـهـ ـسـ ـا گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۱۸ بعد از ظهر

کامنت‌هایی که من پاک می‌کنم از پای پست‌هام، به تو بدم می‌ری با اعتبارشون زن می‌گیری=)))

[پاسخ]

jamshid گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۱۹ بعد از ظهر

سیبیلاتو عشقه حاجیزمین خوردتیم.

[پاسخ]

مهندس پنگول جونی گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۱ بعد از ظهر

خیلی شاخی میثمایول خداییش با مرامت حال کردمحاجی زندگی مجازی داری در حد تیم ملی

[پاسخ]

jamshid گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۲ بعد از ظهر

تیکه وحید آنلاین خیلی ردیف بود :))

[پاسخ]

مهندس پنگول جونی گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۲ بعد از ظهر

حاجی یه نظر به حال ما کن

[پاسخ]

مهندس پنگول جونی گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۴ بعد از ظهر

تیکه ی بردیا هم خیلی پیف بود

[پاسخ]

jamshid گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۴ بعد از ظهر

یه عکس از شورت اینترنتی جهت نمونه آپ کن

[پاسخ]

مهندس پنگول جونی گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۵ بعد از ظهر

حاجی سر جدت قسمتو رو به جمالت قسمآخه این کمره؟یا شاه فنره؟

[پاسخ]

mary k گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۶ بعد از ظهر

سرتو بالا کن بالا کن بالا،یه نیگا به ما کن به ما کن به ما

[پاسخ]

محبوبه گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۷ بعد از ظهر

آقا من که شخصا حرفی ندارم در مقابل ابهت شمافقط لینکی چند در می یاد البته با تخفیفش

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۷ بعد از ظهر

باید برای جواب دادن به کامنت‌ها هم یه نفر رو استخدام کنم.

[پاسخ]

mary k گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۸ بعد از ظهر

اگه بهم لینک بدیکنسرت ساسی میبرماز برج میلاد می پرم

[پاسخ]

مهندس پنگول جونی گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۸ بعد از ظهر

جیمی جان دماغت چطوره جیگر؟

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۸ بعد از ظهر

محبوبه چون تو فامیلی هر کلیکی صد تومن.پیش پرداخت لینک هم دویست هزار تومنه.آمار کلیک‌های خروجی رو هم دارم. حواستون باشه که نمی‌تونید مفتی از دستم در برید.

[پاسخ]

مهندس پنگول جونی گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۲۹ بعد از ظهر

طرف همشهری ماست فرت و فرت واسه تو کامنت می ذارهمسخره س نه؟

[پاسخ]

jamshid گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۳۰ بعد از ظهر

جوانی هستم با دماغی زیبا و ۲ خط موبایل و گواهینامه وب و موتور و تراکتور آماده به کار :دی

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۳۰ بعد از ظهر

مریم جدی می‌بری؟ من عاشق ساسی مانکن هستم. البته یه بار علیش برای من کامنت گذاشت. ولی ساسی خیلی وقته نیست. دلم براش تنگ شده. برج میلاد هم که یه وایفای مخصوص من نصب کرده. پسوردش Maysamonline هست. می‌تونید مجانی ازش استفاده کنید.

[پاسخ]

jamshid گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۳۷ بعد از ظهر

مهندس خودت چطوری؟اینجا بلاگ کیه اومدیم ؟

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۳۸ بعد از ظهر

کامنت‌های نامربوط پاک خواهد شد. ناسلامتی اینجا رئیس‌جمهور رد می‌شه.

[پاسخ]

مهندس پنگول جونی گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۴۱ بعد از ظهر

می شه من رو هم تحویل بگیری آقا الله داد؟منو یادته آقا الله داد؟یادته تو ۳۶۰ التماس می کردی اکسپتت کنم آقا الله داد؟حالا رحمی کن و منو لینک کن آقا الله دادمن اون موقع اشتباه کردم که ایگنورت کردم اقا الله دادتو بزرگواری کن آقا الله دادخدا از آقایی کمت نکنه آقا الله دادمن آدم به دل برویی هستم آقا الله داداصلا هم دوست ندارم فکر کنی که سیریشم آقا الله داد

[پاسخ]

مهندس پنگول جونی گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۴۲ بعد از ظهر

مریم خیلی نامردیخیلیخیلیخیلیخیلی

[پاسخ]

مهندس پنگول جونی گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۴۳ بعد از ظهر

جیمی دماغت چاقه؟لوووووووووووووووووووووول

[پاسخ]

jamshid گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۴۷ بعد از ظهر

با اینکه هر روز میبرمش سونا بازم خیلی چاقه

[پاسخ]

مـیلاد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۵۱ بعد از ظهر

آقا عجیبه این پست چرا آپدیت نشده تو لیستمون؟من از گوگل دیدم اومدم.این خیلی با مزه بود:کامنت‌هایی که من پاک می‌کنم از پای پست‌هام، به تو بدم می‌ری با اعتبارشون زن می‌ گیری

[پاسخ]

mary k گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۵۵ بعد از ظهر

این کامنت فقط مخصوص "مهندس بردیا جونی است" و هیچ ربطی به بلاگ میثم ندارد

[پاسخ]

mary k گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۵۶ بعد از ظهر

این کامنت هم فقط مخصوص "مهندس بردیا جونی است" و هیچ ربطی به بلاگ میثم ندارد

[پاسخ]

mary k گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۵۷ بعد از ظهر

به علت عمل به قانون تا سه نشه بازی نشه این کامنت هم فقط مخصوص "مهندس بردیا جونی است" و هیچ ربطی به بلاگ میثم ندارد

[پاسخ]

صبــــا گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱:۵۹ بعد از ظهر

مثل اینکه یادت رفته ایمیلت رو خودم برات ساختم؟

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۲:۰۱ بعد از ظهر

اتفاقاً مریم این کامنت‌هات کاملاً با این پست مرتبطه. چون من و بردیا این پست رو با هم نوشتیم.

[پاسخ]

امین گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۲:۰۳ بعد از ظهر

یاد باد آن روزگاران یاد بادببینم از اون مرحوم خبر نداری؟

[پاسخ]

mary k گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۲:۰۴ بعد از ظهر

نه صبا جون یادش رفته که از من پرسید که این اونترنت که میگن اصلن چی چی هس؟؟؟؟

[پاسخ]

mary k گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۲:۰۵ بعد از ظهر

دم همه همشهریا گـــــــــــــــــرماین کامنت رو جاست واسه اونا فرستادم

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۲:۰۶ بعد از ظهر

امین جون تو کدوم امینی؟ من یه عالمه امین دارم که همه‌اشون هم امین هستن. تو کدومشونی؟ بگو تا من هم بگم مرحوم داره چی کار می‌کنه.

[پاسخ]

mary k گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۲:۰۷ بعد از ظهر

میثم جون من فعلا باید برمیه آقایی کنهر یه دقیقه ۱ کامنت با اسم من واسه بلاگت بنویس بلکه کسی هم به من سر زد…خدا رو چه دیدی شاید یه کسی هم به من لایک بده

[پاسخ]

mary k گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۲:۰۸ بعد از ظهر

دلم نمی یاد برم…آخه این پست خیــــــــــلی مهمه…..خیـــــــلینباید از دستش بدمولی باید برم ناهاریاد ۳۶۰ بخیر عمو میثم

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۲:۲۳ بعد از ظهر

آره. جداً یاد ۳۶۰ به خیر. دیروز توی مسنجر هی می‌خواستم کلیک کنم روی اون آدمکه که می‌رفت توی سیصد و شصت. هی می‌دیدم نیست.

[پاسخ]

قاصدک گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۲:۳۵ بعد از ظهر

سلام عرض شد آقای الله دادحرف نداشت پستتولی جون من اگه رئیس جمهور از اینجا رد میشه ، قربون دستت ، این کامنت منو جلو پاش قربونی کن;-)

[پاسخ]

فرشاد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۲:۴۷ بعد از ظهر

آقا ما احساس حقارت می کنیم …………آقا ما وبلاگ ضعیفی داریم..فیس بوک ناقصی داریم…ما را هم با خودت محشور کن …–اون شرت اینترنتی خداااااااا بود

[پاسخ]

کرو گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۳:۱۱ بعد از ظهر

چه خبره اینجا شلوغش کردین؟

[پاسخ]

کرو گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۳:۳۷ بعد از ظهر

مهندس جونی که می گفت کردن کلفتها تو عسلویه ن، به وب هم نفوذ کردن؟؟؟

[پاسخ]

صبــــا گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۳:۴۵ بعد از ظهر

دارمت همشهــری:D

[پاسخ]

فرشاد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۴:۰۱ بعد از ظهر

@ صباچی میگه ؟؟؟ همشهری ؟؟ میثم همشهری ماست ؟؟؟

[پاسخ]

نشانه خوان گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۴:۰۵ بعد از ظهر

من اینجا همشهری ندارماما دارمت همشهری صبا منم نیز :D

[پاسخ]

نشانه خوان گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۴:۱۴ بعد از ظهر

گفتم چرا منو دیر لینک کردی ای بابا نگوو منتظر بودی من پی پرداختم رو رد کنم بیاد :))))

[پاسخ]

آیدین گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۴:۱۵ بعد از ظهر

کی میره اینهمه راه رو

[پاسخ]

نشانه خوان گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۴:۳۶ بعد از ظهر

پیش پرداخت*

[پاسخ]

نشانه خوان گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۴:۴۱ بعد از ظهر

حالا اینا رو گفتی بگی چرا دو شنبه ها تبدیل به سه شنبه شد؟؟؟خیال کردی ما متوجه نمیشیم به جای دوشنبه سه شنبه چاپ کردی؟؟

[پاسخ]

داریوش علیها گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۴:۵۳ بعد از ظهر

حاجی من از همون ۳۶۰ درگیرتم.از همون موقعی که سیدت رو ول کردی به امان یاهو و رفتی که بشی.حاجی ما ایگنور شدتیم، حاجی ما دیس کانتک شدتیم.به ما بی وی پی ان کانکت نشو حاجی.پورت گیگ ما داره خاک میخوره، اسیر دایال آپم نکن حاجی.

[پاسخ]

فرشاد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۵:۲۰ بعد از ظهر

@نشانه خواناگه نشانه خوان همشهری صبا باشه،‌ و از اونجایی که من هم همشهری صبا هستم ،‌پس نشانه خوان همشهری من هست!!!

[پاسخ]

مـیلاد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۵:۴۲ بعد از ظهر

ارور وبلاگتیم، اینتر بزن فنا شیم حاجی

[پاسخ]

aabee.co.cc گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۶:۰۷ بعد از ظهر

مرررررررررررسی میثم یک امضاء هم به ما مرحمت کنید ، بزاریم گوشه وبلاگمون شاید ما هم مثل شما خفن شویم در این دنیای مجازی..با حال بود داداشی:)))))))

[پاسخ]

مریم بانو گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۹:۳۰ بعد از ظهر

:))))آقا شماها خیلی باحایدمن شما را عاشقمن شما را مجنونمن شما را قربوووووون:دی

[پاسخ]

مریم بانو گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۹:۳۱ بعد از ظهر

باحالید*استعداد که ندارید، باقلواس!من به شدت به شما افتخار می کنم. به شددددددت!

[پاسخ]

امین گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۱۹ بعد از ظهر

من همون امین هستم که اومدی بهم گفتی اون مرحوم می خواد رئیس جمهور ۳۶۰ بشه یه برنامه بچین حالش رو بگیریم.ما هم رفتیم این قضییه رو اونقدر به شوخی و خنده گرفتیم که به لجن کشیده شد و اون مرحوم دیگه روش نشد دنبال انتخابات و ریاست جمهوری رو بگیره

[پاسخ]

ناشناس تر از ناشناس گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۲۷ بعد از ظهر

خیلی با حــــــــــــــــــــــــال بود :دی

[پاسخ]

مممد گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۳۵ بعد از ظهر

ای ول! خیلی عالی بوداینم هست: پاتو از دامینت درازتر نکن

[پاسخ]

ذهن ِآشفته گفت,

آذر ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۰۱ بعد از ظهر

:))همه‌اش قشنگ بودبا این‌جاش بیشتر حال کردم: تو یه عکس با «شورت اینترنتی» داری، حرف می‌زنی؟

[پاسخ]

کمیاب گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۰۲ قبل از ظهر

ببین هر وقت تونستی پست های پاشویه رو اتوماتیک کنی ، بیا بگو من شاخ وب هستمها هاااااااااااااااااااتو خفت گیری بیش نیستی ((((((((((=که خودت رو به جای من جا زدی

[پاسخ]

رضا گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۱:۴۶ قبل از ظهر

آدم هم این همه ضایع؟؟؟؟؟

[پاسخ]

فرشاد گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۱:۴۷ قبل از ظهر

@ ببخشید این ایرانی آزادی خواه که میگید مرحوم شده کی بود ؟؟؟

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۲:۰۶ قبل از ظهر

@ فرشاد جان. رفیق. ایرانی آزادی‌خواه که مرحوم نشده. بلاگ سیصد و شصتش مرحوم شده. البته ممکنه که خودش هم مرحوم شده باشه و من خبر نداشته باشم.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ@ امین؛آهان. مخلصم. اتوبوس جهانگردی کنار خونه‌امون پارک کرده. شیشه‌هاش شکسته. داغونه حاجی. داغووون.

[پاسخ]

موسیو گلابی گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۲:۵۵ قبل از ظهر

آقا من یه چیز بی‎ربط بگم؟ یه چیزی پیدا کردم تو نت گفتم شاید به دردت بخوره. شایدم دیده باشیش. خودمم البته ازش سر در نمیارم… خلاصه خودت برو نگاش کن:http://pariyana.com/id/create-your-template-templategenerator/می‎دونی موسیو گلابی واسه یکی لینک بذاره یعنی چی؟ برو حال کن!

[پاسخ]

شهرام بیطار گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۱۵ قبل از ظهر

سلام طنز تلخی بودبا اینکه همه مون خندیدیم اما در واقع هر کدوم مون یه چیز هایی کم و بیش از اینها داشتیم . از مسنجر بگیر تا بلاگ . مشکل ما ایرانی ها و شاید هم شرقی ها و جهان سومی ها اینه که خیلی جو گیر هستیم . همین ۳۶۰ رو ببین . همه دنیا بی خیالش شده بودن اما ماها تا لحظه آخر توش بودیم . اینترنت هم قسمتی از هویت ماها شده . بدون اون دیگه نمیتونیم زندگی کنیم . ولی با همه خوبی ها بدی هاش اگه نباشه خفه میشم . حتی یه روزبا درود و سپاس فراوان : شهرام

[پاسخ]

مغز گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۳۹ قبل از ظهر

زیبا بووووووووووووود اما شاخ بازی هم حدی داره بابا

[پاسخ]

یک اینترنتی گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۴۶ قبل از ظهر

سال ۱۹۹۶ – ۱۹۹۷ من برنامه نویسی روی اینترنت را بطور حرفه ای شروع کردم. یعنی پول می گرفتم بایت کارم… برای دل خودم برنامه نویسی نمی کردم. فکر می کنم تعداد برنامه نویس های اینترنت تو ایران در آنزمان در بیشترین حالت ۵ یا نهایتا ۱۰ نفر بود. اما هیچ ادعایی هم نداشتیم.این بچه هایی که اینطوری ادعا می کنند، معمولا سواد انجام کاری ندارند. همه جو عضو می شوندبهر حال مطلب جالبی بود

[پاسخ]

bijan گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۱۸ قبل از ظهر

بگو تو pc7 چند تا پست داری؟؟

[پاسخ]

صبــــا گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۴۳ بعد از ظهر

من با شهرام مخالفممن یه چینی میشناسم که تا دقیقه نود و نه چسبیده بود به ۳۶۰خود شهرام هم میشناسهمهدی چینی رو میگم:D:D:Dفرشاد جان چه گیری دادی میثم رو به زور همشهری ما کنیمیثم رو نمی گفتم کهیکی دیگه رو می‌گفتمجهت فاش نشدن هویتش اینجا سکوت می‌کنم

[پاسخ]

صبــــا گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۴۶ بعد از ظهر

نظر شما پس از تأیید قابل رؤیت خواهد بود…جااااان؟؟؟

[پاسخ]

سوگلی گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۲:۳۵ بعد از ظهر

بگو چرا سیصد و شصت رو بستن!!!!!!!!تو می خواستی رئیس جمهورش بشی ! واسه این بوده

[پاسخ]

سوگلی گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۲:۳۶ بعد از ظهر

oh my god o inaنظر شما پس از تأیید قابل رؤیت خواهد بودچه حرفا

[پاسخ]

Hesam گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۳:۲۸ بعد از ظهر

ما از گردن کلفتی شما خوشمان اومد

[پاسخ]

پانی گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۳:۳۴ بعد از ظهر

بابااااااااااا کار درستبابااااااااااا گردن کلفت:)))))

[پاسخ]

پانی گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۳:۳۵ بعد از ظهر

کار خوبی کردی تأیید رو برداشتی

[پاسخ]

مهدی گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۳:۴۵ بعد از ظهر

سلامخیلی جالب بود به ذکر منبع شما در وبلاگم نقل قول کردممرسیhttp://mehditalaei.blogfa.com/post-590.aspx

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۴:۰۱ بعد از ظهر

@ مهدی؛نظر لطفته.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدوستان یه بنده خدایی حالش خوب نیست. فکر کرده این‌ها رو من واقعاً نوشتم شاید! می‌آد اینجا فحش می‌ده و در می‌ره. این شد که برای کامنت‌ها تأیید گذاشتم. اگر یک مقدار کامنتتون طول کشید تا تأیید بشه، به بزرگی خودتون ببخشید. مخلصیم.

[پاسخ]

مهدی سامورایی گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۴:۴۹ بعد از ظهر

حالا اگه رفتی شمال چی؟بجای یه نفر ، باید هفت هشت نفر استخدام کنی دایی میثمباحال بود دادا

[پاسخ]

خانم گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۴:۵۱ بعد از ظهر

دفعه ی اول که خوندم چشام موج گردابی قرمز برداشته بود و تا یک ساعت به مانیتور خیره بودم…دفعه ی دوم به این فکر می کردم که دقیقا شورت اینترنتی چیه؟دفعه ی سوم به کامنتت و این که قاب کنم نکنم خاتم باشه یا فلزی؟دفعه ی چهارم یادم افتاد که چهارسال پیش توی کنفرانس های یاهو کسی از من هم نمی تونست تاک رابگیره واقعا برای اون روزا تاسف خوردم…دفعه ی پنجم به این فکر کردم که چند وقته سری به ۳۶۰ نزدم؟دفعه ی ششم دیگه بغضم ترکید بابا ….مگه ما چی گفتیم؟ولی با این موافقم و اعتراف می کنم که اونی که برای شما و امثال شما توئیته برای حداقل من یه پستهچون بالاخره هرچی باشه شما سنی ازتون گذشته با این تجربیاتی که بهش اشاره کردید چند تا پیرهن بیشتر از ما پاره کردینو ایناااا

[پاسخ]

سردبیر مقیم در شماره بیست و دو گفت,

آذر ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۵:۲۸ بعد از ظهر

میثم خان عزیز ، گل گفتی ..توهم زدی در فضای مجازی خودش درد بی درمانیست ، جالب است بعضی ها آنقدر دچارش می شوند که فکر می کنم یک دسته روانکاو هم برای درمانشان کاری نمی توانند بکنند. خلاصه سخت نگیر گاهی باید بزاری احمق ها در همان حماقتشان بمانند.

[پاسخ]

بانوی فانوس به دست گفت,

آذر ۲۶, ۱۳۸۸ @ ۷:۳۹ بعد از ظهر

به افتخار پسر حاجی میثم . . . پسر حاجی رخصت . . .. مردیم از گردن کلفتی :دی تو فیس بوک من چندمین ÷یج شما را ادد کردم ؟ آقا میثم شما که الان کار و بار ما را تخته کردید .میشه رموز موفقیت را بیان کنید :دی

[پاسخ]

بانوی فانوس به دست گفت,

آذر ۲۶, ۱۳۸۸ @ ۷:۴۰ بعد از ظهر

rasti cnn kodom clipe shoma ra pakhsh kard ?

[پاسخ]

P ∆ ® î š ªaª گفت,

آذر ۲۶, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۱۲ بعد از ظهر

بــــــــــــلـــهو اینک این شمــــــــــا و میثم الله داد مهمان ویژه برنامه رکوردهای گینس :دی

[پاسخ]

P ∆ ® î š ªaª گفت,

آذر ۲۶, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۱۳ بعد از ظهر

Your comment will be visible after approval هااانز؟اینجا از کی این مدلی شده؟

[پاسخ]

سارا گفت,

آذر ۲۷, ۱۳۸۸ @ ۲:۴۲ بعد از ظهر

آقا میثم به زیر پاتم یه نگاه بکن…..

[پاسخ]

takhtesiyah گفت,

آذر ۲۷, ۱۳۸۸ @ ۵:۰۷ بعد از ظهر

هی داداش!!!!!اگه گنده لاتی واسه ما شکلاتی گلابی!!!!!D:

[پاسخ]

Maryam Nia گفت,

آذر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۱۰ بعد از ظهر

بله…البته از عوارض جانبی ستوندار شدن تو یه روزنامه یکیش هم این می تونه باشه که در بالا مشاهده می فرمایید!!

[پاسخ]

حاج دگزای مهدیزاده گفت,

آذر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۱:۳۵ بعد از ظهر

میثم جان خیلی قشنگ نوشته بودی ولی درست نبود برای من از رو شمشیر بکشیواسه همین من باهات قهر می کنم تا یه گردونه بلاگ اسپات آشتی راه بندازی با هم اشتی کنیم ;)

[پاسخ]

حاج دگزا به فکر فرو رفت و گفت,

آذر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۱:۳۹ بعد از ظهر

ولی الان که عمیق تر فکر کردم دیدم شمشیر از رو بهتر از شمشیر کشیدن از زیرهیه تشکر اسپشیال هم از صبا دارم که از من یاد کردفکر کردم بعد بازنشستگی به ورطه فراموشی سپرده شدم که گویا اینجور نیستجهنم و ضرر! روی ماه پنگول رو هم از راه دور میبوسم

[پاسخ]

Your comment will be visible after approval گفت,

آذر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۱:۴۴ بعد از ظهر

اقا چه سرعتی داری تو بررسی صحت و سقم کامنتها و تاییدشونشنیده بودم میثم پنتوم ۲ خریده ولی باورم نشده بودمبارکهراستی تو که اینقدر ویزیتور داری نمی خوای " گادفادر " بلاگ اسپات بشی؟ =))

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

آذر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۲:۴۲ بعد از ظهر

یور کامنت ویل بی ویزیبل جان؛من خیلی وقته گادفادر بلاگ اسپات هستم. سیسد بار بهت گفته‌ام!:)))بمیری تووو که گادفادری رو نبینی.

[پاسخ]

غزل گفت,

آذر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۴:۰۹ بعد از ظهر

به قول مریم "اوه مای گاد و اینا!"جریان این نیم فاصله چیه حاجی؟

[پاسخ]

یاس حسینیه گفت,

آذر ۲۹, ۱۳۸۸ @ ۱:۴۰ بعد از ظهر

بشمار خدا چند لایک زده؟

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

آذر ۲۹, ۱۳۸۸ @ ۴:۰۹ بعد از ظهر

@ غزل؛جریان نیم‌فاصله اینه:http://www.khabgard.com/?id=1564547662

[پاسخ]

Anonymous گفت,

آذر ۲۹, ۱۳۸۸ @ ۴:۲۳ بعد از ظهر

خیلی باحالیپیشم بیاhttp://pesarhaji.wordpress.com

[پاسخ]

محمدرضا گفت,

آذر ۳۰, ۱۳۸۸ @ ۲:۲۴ بعد از ظهر

آقا شما دیگر کی هستید؟ یک نگاهی هم به ما بفرمایید. البته اگر تب ندارید و در حال پاشویه نیستید!!!

[پاسخ]

ل ی ل ا گفت,

آذر ۳۰, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۳۳ بعد از ظهر

سلامخیلی جالب بود..درود بر سلطانِ بی بدیل ِوب و اینا:)

[پاسخ]

بابالنگدراز پنج فوتی گفت,

دی ۲, ۱۳۸۸ @ ۲:۱۷ قبل از ظهر

حاجی خیلی باحال بود.دمت گرمیه سوت بلبلی به افتخار میثم الله داد:دیاصلا تو رو الله داد که اینجوری شدی دیگه:دی

[پاسخ]

B.a.N.a.F.s.H.e گفت,

دی ۲, ۱۳۸۸ @ ۱:۵۵ بعد از ظهر

سلام جناب رئیس جمهورخوبی؟مدت زیادیه سر نزدم به اینجانبودماگه انقد شاخ بودی که این همه خواننده پیدا نمی کردی جناب.وینک

[پاسخ]

B.a.N.a.F.s.H.e گفت,

دی ۲, ۱۳۸۸ @ ۱:۵۷ بعد از ظهر

سلام جناب رئیس جمهورخوبی؟مدت زیادی نبودماگه این جوری شاخ بودی که این همه خواننده پیدا نمی کردی کهگفتی ۳۶۰ داغ دلمونو تازه کردی

[پاسخ]

ليدي مارمالاد گفت,

دی ۲, ۱۳۸۸ @ ۴:۰۷ بعد از ظهر

حاجی خوب شد ما پدر نت ایران رو شناختیم و جاهل از دنیا نرفتیم!!یه کامنت هم واسه ما بزار افتخار کنیم !

[پاسخ]

کمیاب گفت,

دی ۳, ۱۳۸۸ @ ۴:۴۰ قبل از ظهر

شما چقدر بلاگ زیبا و پر محتوائی دارین ، میشه شما رو ادد کنم :دی

[پاسخ]

دخترحاجی گفت,

دی ۵, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۳۷ قبل از ظهر

سلام آقای الله داد. چند تا از بچه ها میگن تو گوگل ریدر پستهام دیگه آپ نمیشه و آخریش همون میرحسین رهنورده !میتونین شما هم نگاه کنین ببینین برای شما چجوریه؟کلا دارم به چند نفر از بچه ها میگم ببینم آخرین آپ من تو وبلاگ با آخرین آپ توی گودر یکیه یا نه !مرسی !

[پاسخ]

دوشیزه (متولد اسفند) گفت,

دی ۵, ۱۳۸۸ @ ۳:۳۴ بعد از ظهر

وبلاگ خوبی داری به منم سر بزن :)))))———————————–واقعا کف کردم… کلا هر خط رو می خوندم چشمام داشت از حدقه در میومد. من خیلی دلم می خواست بدونم اولین مسنجر رو کی برای وحید آنلاین نصب کرده بود و همیشه با همین سوال شبها به خواب می رفتم. الان از خوشحالی و شعف لکنت گرفتم و نمیتون دیگه چیزی بگم :دی :))

[پاسخ]

بابالنگدراز پنج فوتی گفت,

دی ۶, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۵۷ قبل از ظهر

حاجی اینجا چرا همه واسه هم عربده میکشند و خودشونو به رخ میکشن:دی

[پاسخ]

BānØØЎê ĢĦām گفت,

دی ۱۱, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۱۹ بعد از ظهر

۱٫اون بندی که گفتی کامنت می ذاریم و قاب می گیریم :))) ….ولی خداییش کلی خوشحالم که میثم توی لیست ماندگاران ِ وبلاگم ِ :X ( این آخری تقدیمی به همسر محترم میثم بودااا فکر بد نکنید :دی)۲٫ یکی از شاخ های ۳۶۰ مرحوم :((( خود خودتی ۳٫ نکنه "علی کمیاب آنلاین" هم تو براش مسنجر نصب کردی ى یا شاید هم براش خط ِ ADSL کشیدی !! بابا چراغ ِ مسنجر ِ نمی سوزه نمی دونم چرا :))) [ علی شوخی بوداا :دی ]۴٫ اما خداییش تعداد بازدیدات سر به فلک می زنه ، من این همه به مغزم فشار می آرم کلی احساس می ریزم رو کاغذ دریغ که :))))۵٫ من توی صفحه ی اول فیس بوکتم اما نمی دونم چرا روز به روز تعداد فرندات داره کم می شه ، نکنه دارن مثل شریفی نیا ریموت می کنن ملت :دی*شاد باشی و سبز میثم

[پاسخ]

خاطرات یک بچه مفیدی گفت,

دی ۱۳, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۴۲ قبل از ظهر

یه کم آروم باش اینجوری سکته می کنی و مخالفات خوشحال می شن

[پاسخ]

R D K گفت,

دی ۱۳, ۱۳۸۸ @ ۵:۵۱ بعد از ظهر

بد نبود. با این توصیفاتی که کردی شاید اجازه بدم انگشت کوچیکه ی پای چپم رو بخوارونی. ولی فقط یه بار اجازه میدما!! پرو نشیا

[پاسخ]

افشین سلحشور گفت,

دی ۱۵, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۳۱ بعد از ظهر

آفرین. قلم خوبی دارید.خوشمان آمد!

[پاسخ]

خاطرات یک بچه مفیدی گفت,

دی ۱۸, ۱۳۸۸ @ ۶:۳۰ بعد از ظهر

چرا آپ نمی کنی حوصلم سر رفت

[پاسخ]

پانته آ گفت,

دی ۱۹, ۱۳۸۸ @ ۲:۲۵ بعد از ظهر

آقا این چیزایی که نارنجی نوشتین، چی هستن؟

[پاسخ]

سینیور زامبی گفت,

دی ۱۹, ۱۳۸۸ @ ۳:۱۵ بعد از ظهر

صدای زیر ویز ویز میاد…نمیشنفم!

[پاسخ]

Anonymous گفت,

دی ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۳:۳۷ قبل از ظهر

افتخار صدمین کامنت مال من شد.اینه…

[پاسخ]

BānØØЎê ĢĦām گفت,

دی ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۹:۳۱ قبل از ظهر

میثم بنویس دیگه :((((

[پاسخ]

mahsa گفت,

دی ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۱۰ قبل از ظهر

میثــــــــــــــم خیلی خوب بود بابا :))

[پاسخ]

ر.الف گفت,

دی ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۵:۰۹ بعد از ظهر

بچه این محلی؟ بچه این محل نیستی؟ بچه کدوم محلی؟

[پاسخ]

مولکول هوا گفت,

دی ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۳۶ بعد از ظهر

سلام حاجیداداش من فکر کنم قالب هامون مثل همه . می شه بگی چه جوری اون گزینه ی ارسال به رو از قالبت حذف کردی ؟ممنون می شم کمک مون کنی

[پاسخ]

شاه نعمت الهی گفت,

دی ۲۶, ۱۳۸۸ @ ۹:۴۸ قبل از ظهر

سلاماین اولین باره که سایت شما رو دیدم و مواجه شدم با پست گردن کلفتی تحت وب! :Dراستش اعتماد به نفسم رو از دست دادم برای کامنت گذاشتن:)در هر حال براتون آرزوی موفقیت می کنم. همه ما یه جور گردن کلفتیم. هر کسی تو یک چیز منحصر بفرده! موفق باشین

[پاسخ]

zahra گفت,

دی ۲۹, ۱۳۸۸ @ ۹:۲۹ قبل از ظهر

؟خالی نبند!! می شی مثل علی داییاااا!!D:

[پاسخ]

امین گفت,

دی ۲۹, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۵۰ قبل از ظهر

!!

[پاسخ]

دوشیزه (متولد اسفند) گفت,

اسفند ۱۴, ۱۳۸۸ @ ۶:۱۵ بعد از ظهر

چرا من روی وبلاگ شما کلیک میکنم پست قدیمی رو نشون میده؟ ” گردن کلفتی تحت وب” ؟

تو پیوند های وبلاگم به روز شدن وبلاگتون با عنوان “وقتی نامت را می شنوم” رو نشون میده اما هر بار میام پست های قدیمی رو می بینم :( یعنی این پست حذف شده یا مشکل جای دیگست؟

[پاسخ]

میثم الله‌داد پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۸۸ ۷:۲۰ بعد از ظهر:

متأسفانه مجبور شدم به دلایلی بعضی از پست‌ها رو خصوصی کنم. واسه همین احتمالا توی فیدها مشکلی پیش اومده باشه.

[پاسخ]

میثم الله‌داد گفت,

اسفند ۱۵, ۱۳۸۸ @ ۲:۲۸ قبل از ظهر

از همه دوستان بابت اختلال در فیدها عذرخواهی می‌کنم.

[پاسخ]

نقش و نگار ننه نقشی گفت,

فروردین ۲۴, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۱۳ بعد از ظهر

سلام جل الخالق!!
بر و بچ جم بودند. گفتم منم نوشته باشم بااین دست علیلم!!
ننه جان مواظب باش چشمت نکنند.
شاد و سبز باشی

[پاسخ]

خانوم زیگزاگ گفت,

اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۱۲:۳۴ بعد از ظهر

راستش نقد من بر اینه که موسیو گاهی اوقات بیشتر از حد محافظه‌کاری می‌کنه. یعنی خودسانسوریش گاهی اوقات آدم رو دلخور می‌کنه و باعث می‌شه تو دلت بگی: “توقعم از موسیو بیشتر از اینا بود”. محتاط عمل کردن خوبه اما زیادیش می‌شه تفریط.
در مورد پست “دختر بازی” منم بعد از خوندن اون پست حس کردم موسیو مرد سالاری رو توی اون پست به حد اعلا رسونده اما حس توهین نداشتم. چرا که موسیو کارهایی که نمی‌تونه انجام بده رو فقط نام برده بود و این توهین به شخصیت زن نبود. باقیه کارها که باعث برابری زن و مرد می‌شه رو خودش هم می‌تونه به عنوان مرد انجام بده پس مطمئنن قصد توهین به مقام زن نبوده که اگه باشه خودم شخصن کارش دارم بعدن!!!
آدرس وبلاگم رو نمی‌ذارم که شناسایی نشم حالا دلخوری‌یی چیزی پیش بیاد.

[پاسخ]

خانوم زیگزاگ پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۸۹ ۱۲:۳۶ بعد از ظهر:

البته حالا که دوباره می‌خونم نقدم رو حس می‌کنم به زیادیش می‌گن افراط!

[پاسخ]

میثم الله‌داد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۸۹ ۱۲:۵۹ بعد از ظهر:

سلام بانوٰ؛
البته نقد موسیو توی پست دیگه‌ای بود و بهتون حق می‌دم که اینجا کامنت بذارین. فقط می‌مونه مسأله‌ی خبردار کردن موسیو که وظیفه‌اش به عهده‌ی من.
ممنون از حضورتون.

[پاسخ]

خانوم زیگزاگ پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۸۹ ۶:۲۲ بعد از ظهر:

ممنون. اونجا هم کپی پیستش کردم (-:

[پاسخ]

RSS برای نظرات این نوشته · لینک بازتاب

میخواهید نظر یا پاسخی به نوشته بدهید ؟