سنتوری یا سه تاری؟

در گوشه و کنار دیدم مطالبی رو که راجع به فیلم سـنـتـوری نوشته شده بود. مطالبی راجع به فروش قاچاق فیلم و توقیف فیلم. و در اظهار نظرها اندکی به اصل فیلم پرداخته شده بود که من مطلب خاصّی – حتـّی از اونهایی که انتظار می‌رفت – ندیدم. حتـّی در کامنت‌ها. حقیقتأ ضریب هوشی ما تا چه اندازه است؟ واقعأ با اون دیدی که شما فیلم رو دیدید، چه قشنگی‌ای داشت این فیلم؟ آیا به این فکر نکردید که از سازنده فیلم‌های اجـاره نشیـن‌ها و گـاو چنین فیلم سطحی‌ای بعید است؟ واقعأ منظور مهرجویی اعتیاد به مواد مخدّر بوده یا اعتیاد به چیز دیگر؟ شما فیلم را دیدید و عبای علی را ندیدید؟ اصلأ نمی‌خوام نظر مهرجویی رو تأیید کنم یا رد کنم. اصلأ نمی‌خوام بگم خط فکری مهرجویی رو قبول دارم. هرگز. به نظر من یک نوع زیاده‌روی در این فیلم دیده می‌شد. مثل اجاره‌نشین‌ها. فقط می‌خوام بگم پشت این پوسته‌ای که فیلم داره و جالبه که بعضی‌ها به راحتی ردش می‌کنند، یه سناریوی مخفی نهفـته است. رهــبـر ما در جوانی سه تار می‌زده. اسمش علی هست. عبا می‌اندازه. دستش مجروحه. روی صحنه است. مردم ما عاشق این حکومت بودند. با اون عشق بازی کردن. ازش چیز یاد گرفتن. و به مرور ازش زده شدن، به علّت‌های مختلف که شاید یکیش جاه‌طلبی مسؤلان باشه. سراغ آدم دیگه‌ای می‌رن. حرف‌های دیگه‌ای می‌شنون. علی تنها می‌شه. سوسیس سرخ می‌کنه. چرا سوسیس؟ چرا تخم مرغ نه؟ برای کفترها دونه می‌ریزه. این کفترها نشونه چه کسانی هستن؟ و….

دوستان من؛ سطحی نگری در بعضی اوقات از شما بعیده.اصولأ مهرجویی این فیلم رو برای اکران نساخته. این رو مطمئنم. مهرجویی این فیلم رو برای خونه من و شما ساخته. برای این که همه ببینن. چرا سادگی می‌کنید؟ همه این فیلم رو دیدند، در زمانی که باید می‌دیدند. این فیلم به منازل شما نفوذ کرد. و باعث دلسوزی‌تون شده که آخی، چرا فیلمش رو دزدیدن؟ !طفلکی حتمأ کلّی ضرر کرده!خودش می‌گه من نصف فروش رو قرار بود بدم به مؤسسات ترک اعتیاد. اون وقت ما دوره می‌افتیم و براش پول جمع می‌کنیم. ایرادی نیست. ولی همون قدر بدونید که این فیلم برای این کار پایه‌ریزی شده. ساخته شده برای اینکه شما بدون سانسور توی منزل ببینید. اصلأ و ابدأ موافق کامل سناریو این فیلم نیستم، ولی سیاست مهرجویی رو توی این پروسه و زدن حرفش صد در صد تحسین می‌کنم. ندیدم سکانسی توی این فیلم که بی‌هدف پردازش شده باشه. شخصیّتی ندیدم که جایی در حکومت و جامعه کنونی ما نداشته باشه. شخصیّت که چه عرض کنم، حتّی برای سوسیس هم برنامه‌ریزی شده. باید بگم که از نظر مهرجویی این سناریو به دو بخش تقسیم شده.

  1. آنچه گذشته،تا اینجای کار.
  2. پیش گویی آینده و راه درمان از نظر شخص نویسنده.

این‌که علی رو به تدریس بیاره و اعتیادش رو ترک کنه. و دیگه توی اون شهر پررنگ و ریا نره. و به قول خود علی پرپر نشه. اگه این فیلم رو دیدید، توصیه می‌کنم با این پیش زمینه یک بار دیگه این فیلم رو ببینید. در ایّام عید که حتمأ مشغله کمتری دارید. و به جای دیدن فیلم‌های صد تا یه غاز سیما یه کار متفاوت و جسورانه ببینید.

پانوشت: باز هم می‌گم که اصلأ موافق نظر مهرجـویی نیستم. فردا نیآین ما رو ببرین زندان.

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterEmail this to someonePrint this pageShare on LinkedIn

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *