»
«

آرشیو برای اردیبهشت, ۱۳۸۹

راه‌کارهایی برای باز کردن انواع گره

نظر به این‌که سر رشته‌های مشکلات از دست خیلی‌ها در رفته است و به صورت اتفاقی رشته‌ها به هم تابیده شده و گره‌های ملوانی منظم و مختلفی را به وجود آورده‌اند، و با فرض این که ما هم جزو نخبگانی به حساب می‌آییم که نمی‌خواهیم فرصت‌سوزی کنیم و تجربه‌ی طولانی مدت در باز کردن انواع گره‌ها داریم، راه‌کارهای زیر برای باز کردن گره‌های موجود پیشنهاد می‌گردد:

باز کردن گره با باتوم: در این روش گره‌ها را در خط B.R.T حدفاصل میدان امام حسین و میدان آزادی، روی زمین پهن می‌کنیم. بعد با سنگ به شیشه‌ی بانک‌ها می‌زنیم تا به طور کامل خرد بشود. مقداری گاز اشک‌آور در هوا تفت می‌دهیم. شعله‌ی زیر ساختمان‌ها و دکه‌ها را افروخته‌تر می‌کنیم. خب! شرایط برای باز کردن گره آماده است. باتوم‌ها را بالا می‌بریم و در حالی که فریاد می‌زنیم و باتوم‌ها را بالای سر می‌چرخانیم، آن‌ها را فرود می‌آوریم و محکم به وسط گره‌های مذبور می‌زنیم. آن‌قدر می‌زنیم تا باز شوند.

باز کردن گره با دندان: این روش نیاز به اعتماد به نفس بالا دارد. در هنگام مصاحبه‌های تلویزیونی وقتی خبرنگاران از تهدیدهای خارجی می‌پرسند لبخندتان باید آن‌قدر گشاد باشد که تا دندان‌های عقلتان را همه ببینند. این روش با جملاتی نظیر خارجی‌ها مال این حرف‌ها نیستند، ریز می‌بینمشون، زنگ آخر وایستن بیرون و… در باز شدن بهتر عمل خواهد کرد.

باز کردن گره با دست: در این روش همه مردم دست به دست هم خواهند داد و مسوولان و نخبه‌ها هم دست به دست هم خواهند داد و بالاخره مسأله چیز تمام شده و نه کسی چیز کرده و نه کسی چیز شده و نه به کسی چیز شده و نه کسی در چیز است و همه چی آرومه و من چقدر خوشحالم! در این روش گره‌ای وجود ندارد که کسی بخواهد بازش کند.

باز کردن گره با برنامه نود: از مردم همیشه در صحنه دعوت می‌کنید که به جای فکر کردن به گره‌ها، آن‌ها را شبیه به عدد نود در بیاورند و عکس‌هایشان را برای برنامه نود بفرستند. مردم حواسشان پرت می‌شود و گره‌ها خود به خود باز می‌شوند.

باز کردن گره با زلزله: زلزله‌ی مجازی راه می‌اندازیم و فکر همه را مشغول می‌کنیم و سوژه برای رسانه‌ها و وبلاگ‌نویس‌ها درست می‌کنیم. دیگر کسی به گره فکر نمی‌کند.

باز کردن گره با پیشرفت‌های هسته‌ای: یکی از مدرن‌ترین روش‌های حل بحران و باز کردن گره‌های کور نه تنها سیاسی، بلکه اقتصادی و امنیتی و غیره است. در این روش گره را در میدان آزادی پهن کرده و و فریاد می‌زنیم که ما پیشرفت هسته‌ای کرده‌ایم. دشمن هم با بمب به وسط گره می‌زند و همه می‌میریم و تمام مشکلات حل می‌شوند.

و جعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشینا هم فهم لا یبصرون.

من اگر خودم بودم

داشتم مطالب وبلاگ «من اگر خدا بودم» را می‌خواندم و با خودم فکر می‌کردم که اگر بخواهم یک جمله شبیه این‌ها بگویم، باید چه بگویم؟ راستش هر چقدر فکر کردم دیدم به هیچ عنوان نمی‌توانم تصور خدا بودن را هم بکنم. بعد فکر کردم و دیدم که حتی نمی‌توانم جای شیطان یا بقیه‌ی نیروها یا موجودات غیرمادی باشم. باز سعی کردم جای کس دیگری باشم. خواستم حتی شبیه پیامبران یا شخصیت‌های بزرگ تاریخی باشم. نتوانستم. حتی خواستم شبیه این مدیر فروش شرکتمان که روبرویم نشسته باشم. باز هم نتوانستم. دیدم من اگر خیلی خیلی زور بزنم، شاید بتوانم جای خودم باشم.

پس تصمیم گرفتم تلاش کنم برای این‌که خودم باشم. آن هم با ارفاق. گفتم چند جمله بنویسم برای «خودم». این‌که من اگر «خودم» بودم چه اتفاقی می‌افتاد و چه اتفاقی نمی‌افتاد؟

من اگر خودم بودم، می‌توانستم غرورم را بشکنم و به کسانی که دوستشان دارم محبت کنم. کلاس نگذارم و دماغم را بالا نگیرم. خوش اخلاق‌تر از اینی که هستم، بودم. اگر خودم بودم این‌قدر «من» نبودم.غیبت نمی‌کردم و به دیگران حسادت نمی‌کردم. در زندگی دیگران تجسس نمی‌کردم. اگر خودم بودم، همه‌ی چیزهای زندگی این‌قدر برایم تلخ و آزار دهنده نبود. اگر خودم بودم، رویاهایم قابل دسترسی بودند.

اگر خودم بودم هر روز از طلوع و غروب خورشید شگفت‌زده می‌شدم. از تیک تیک ساعت و حرکت ابرها هم. از نگاه به یک کودک به مرز جنون می‌رسیدم. اگر خودم بودم هر صبح قبل از این‌که چشمانم را باز کنم با خودم فکر می‌کردم که یعنی می‌شود یک روز دیگر زنده باشم؟ من اگر خودم بودم و از خودم غافل نبودم، دنیا جای بهتری برای زندگی بود.

من اگر خودم بودم، پای حرف‌هایم می‌ماندم تا آخر. آرمان داشتم و هدف. سرم می‌رفت، حرفم نمی‌رفت. من اگر خودم بودم، همه من را دوست داشتند. اگر خودم بودم و ادای کسی را در نمی‌آوردم، دلنشین‌تر و صمیمی‌تر بودم. اگر خودم بودم و نمی‌خواستم مثل این و آن باشم، آن وقت کسانی بودند که دوست داشتند جای من باشند. بعد به آن‌ها می‌گفتم که باید تلاش کنند تا خودشان باشند. آن هم با ارفاق.

راه‌کارهایی برای افزایش جمعیت

در راستای این‌که رشد جمعیت، یکی از مشکلات کشور بیان شده و نیاز به افزایش جمعیت به دلیل مشکلات احتمالی در آینده به شدت حس می‌شود و از آن‌جا که همه باید دست به دست هم بدهیم و مملکت خود را بسازیم، راه‌کارهای زیر برای خروج از بحران کم جمعیتی پیشنهاد می‌شود:

  • عدم نظارت بر عملکرد کنترل کیفیت کارخانجات سازنده‌ی لوازم جلوگیری.
  • باز کردن و لایروبی تمامی لوله‌های بسته شده. دستگیری و مجازات عوامل این جنایت هولناک در میدان‌های اصلی شهرها.
  • تغییر کاربری شعار منسوخ و منحوس «ایست، دو بچه کافیست» به « بیست، کمتر کافی نیست». و در ادامه «ما می‌توانیم» و شعارهای مشابه.
  • پرداخت پاداش به زوج‌هایی که صاحب فرزند می‌شوند. (این مورد انجام شد).
  • تخصیص یارانه به سبد کالایی شامل: موز، آناناس، معجون، شیر پسته، خرما، افشره گل سرخ، کنجد و…
  • جایگزین کردن واحد تکثیر خانواده به جای تنظیم خانواده در دانشگاه‌ها.
  • تغییر نام و کاربری «عادات ماهانه» به عادات فصلانه و یا حتی سالانه.
  • پرداخت پاداش به بانوانی که بعد از دوران یائسگی صاحب فرزند می‌شوند.

12