مجرد که بودم همیشه نگرانی این را داشتم که چطور یک زوج مناسب پیدا کنم. در جامعه میدیدم دخترهایی که به سرشان قسم میخوردی، ولی بعدها خبرهایی از آنها میشنیدم که میفهمیدم آنها هم همچین مریم باکرهای نبودهاند. همیشه میترسیدم که مبادا همسر آیندهام فاکتورهای مد نظر من را نداشته باشد. گاهی قید زن گرفتن را میزدم. میگفتم معلوم نیست که همسرم چطور آدمی باشد. اگر تمام فاکتورهای من را نداشته باشد چه؟ اگر علاقهمندیها و روابطمان با هم نخواند چه؟ ولی وقتی تصمیم گرفتم که ازدواج کنم با خودم گفتم به هر حال هر انسانی دارای شرایط و اخلاقیات خاص خودش است. نمیتوانی شخصیت همسرت را عوض کنی. پس از همین اول قبول کن که یک انسان با تمامی موارد «خوب و بد»ش را به همسری میگیری. فردا نیآیی بگویی فلان اخلاقش را دوست ندارم، پس به درد من نمیخورد. تمام این اخلاقهای خوب و بد، شخصی را ساخته که دوستش داری.
ماه: می 2009
از شما چه میخواهیم
- برطرف شدن نگرانی بشکههای نفتی: دغدغهای که عمری است ما را به خود مشغول کرده این است که آیا دولت بعد از فروختن نفت، بشکههای آن را برمیگرداند؟ یا حداقل گرویی آنها را میگیرد؟
- تمدید انتخابات: صادقانه امیدوار هستیم که انتخابات تا جایی که ممکن است دیرتر برگزار شود. ایام نزدیک انتخابات همواره روزهای خوشی برای ملت ما بوده است. حقوقهای معوقه پرداخت شده است. پروژهها و طرحهای عمرانی افتتاح شدهاند. حقوق بازنشستگان افزایش یافته است. در مجموع شیرینترین روزها برای مردم ما، روزهای نزدیک انتخابات است.
- دستگیری از خوانندههای زیرزمینی و ممنوعه: ما میخواهیم مسوولان به خوانندههایی نظیر ساسی مانکن بیشتر بها بدهد. اینها استعدادهای تکرارنشدنی ایران زمین هستند. چرا ما دم انتخابات یاد آنها میافتیم؟ خواهش میکنیم که آنها را از زیر زمین به سطح زمین بیآورید. همچنین از موسیقیهایی که حس نوستالژیک برای خیلیها ایجاد میکند نیز بیشتر استفاده کنید. مثل آنکه میگوید: «توی سینهاش یه جنگل ستاره داره» که یادآور ستارههای فراوان در لیست دانشجوهای ما هست. ستارههایی که هر سرهنگی حسرت داشتنش را میخورد.
- برطرف کردن دلتنگی: خب دلمان تنگ میشود. هشت سال قیافهی نخست وزیر وقت – میرحسین موسوی – را دیدیم، بعد از اینکه از قدرت کنار رفت، به تعداد انگشتان دست ندیدیمش. خاتمی را هشت سال هر روز میدیدیم، در این چهار سال که گذشت به تعداد چشمهای صورت ندیدیمش. این یکی محبوب را از ما نگیرید.
- جلوگیری از اسراف: به راستی این همه روزنامه و این همه مجله روی پیشخوان دکهها در این روزها اسراف نیست؟ ما خواهش میکنیم روزنامهها و مجلههای جدید را مثل یاس نو، مردم و جامعه، شهروند امروز، کلمهی سبز، اعتماد، اعتماد ملی، اندیشه نو، چلچراغ و… را جمع کرده و مردم با همان روزنامههای قدیمی که به آنها اعتماد دارند و سالهاست با آنها پیگیر اخبار میشوند ادامه دهند.
- پخش تام و جری و دوربین مخفی و استفاده از رنگهای شادتر در تلویزیون: مدت زمان برنامههایی مثل تام و جری، دوربین مخفی، دیدنیها، لحظهها، یا سریالهایی که ما دوست داریم مثل پزشک دهکده، جومونگ، آینهی عبرت را در زمان انتخابات بیشتر کنید. در ضمن از رنگهایی که افسردگی به دنبال دارد مثل سبز در روزشمارهای انتخاباتی استفاده نکنید. رنگهایی انتخاب کنید که مردم را به رأی دادن بیشتر تشوبق کند. مثل آبی، قرمز، بنفش و…
چی میگن؟
- اوباما: What the ffff
- احمدینژاد: عجل علی ظهورک، ایشالا مبارکم باد.
- خاتمی: عجب غلطی کردم کشیدم کنارا!
- بان کی مون: Oh My God
- کروبی: زن؛ من کی خوابم برد؟
- بهرام بیضایی: من که گفتم همه خوابیم.
- شریعتمداری (کیهان): آهاااان. حالا بیآید جلو نفس کشاااااا.
- ابراهیم نبوی:قربون شکل بیریختت برم. سوژه جور شد.
- مایلی کهن: اگه من رو احمدینژاد آورد، لابد احمدینژاد رو خدا آورد.
- عادل فردوسیپور: بههههله.
- هارلی بازیگر چاق سریال لاست: Dude
- درویش سر کوچه: یارب نظر تو برنگردد.
- مادرم: ای خدا! آخه ما چه گناهی کردیم؟
- پسر خالهام که رأی نداده: اه اه اه. گفتم برم رأی بدما.
- هخا: چرا رفتید رأی دادید احمقها؟ اگر هیچ کس رأی نمیداد، هیچ کس رئیس جمهور نمیشد.
- بردیا: مدتی نیستم.
- آزمندیان: مردهشور تو و من و این کت شلوار سفید و این گل رز و انرژی مثبت و همه رو با هم ببرن. اه. مزخرف.
- دانشجویی که مدرکش رو گرفته و روبروی در دانشگاه شریف منتظر تاکسی ایستاده: دربست، فرودگاه امام.
کوهنوردی
با مهدی و استاد چلغوز و بردیا و پیمان و محسن رفته بودیم کوه. شب جمعه بود و ما کل روز رو توی راه بودیم. مهدی به زور ما رو برد بالا و یه جاهایی استاد چلغوز رو کول میکرد. چون استاد علیرغم اینکه آدم دیسکو برویی هست، ولی کوهنورد نیست. شب که رسیدیم بالا چادر زدیم و مهدی و پیمان آتیش روشن کردن. صدای ویرگول بازیشون از بیرون چادر شنیده میشد.گفتم:
استاد چه خبرا؟ تعریف کن ببینیم. دنیا دست کیه؟
استاد چلغوز گفت:
خبرها زیاده. من در سفرهای استانی که داشتم فهمیدم همه آقای اجمدینژاد را دوست دارند. من هم فردا که رسیدیم پایین رفتیم، به اجمدی نژاد رأی میدهم.
بردیا گفت:
….
….
استاد مزاج باجالی بود. لووووووووووول.
….
….
محسن گفت:
استاد تو دیگه چرا این حرف رو میزنی. شما به عنوان یک ایرانی که با چشم باز به مسائل نگاه میکنه …more
گفتم:
استاد شما چیزی از سیاست خارجی دولت ایشون رو شنیدی؟ شما که همش سفر می ری اینور و اونور، مثلاً اون دفعه که با خسرو رفتی دوبی چند سال پیش احترامت رو بیشتر داشتن یا الآن؟
مهدی و پیمان که کارشون بیرون تموم شده بود اومدن تو. پیمان سریع پرید توی حرف و گفت:
bahse chiyeh? entekhabateh? Virgool too cheshme har ki nare ray bede. man khodam be JooMoonG Ray midam
استاد گفت:
پیمان جان تو داری جرف می زنی، ولی ما چشممون درد میگیره نمیدونم چرا.
مهدی گفت:
این حرفها برای ما نون و آب نمیشه. ما دم عروسیمونه. هر کدوم از کاندیداها یه مایهای به ما بده چاکرش هم هستیم. مگر نه دیگی که برای ما نجوشه، بذار سر سگ توش بجوشه.
گفتم:
حاجی ایشالا ردیف میشه. نگران نباش جون حاجی.
بردیا گفت:
….
….
جاجی یه گلریزون مثل میثم برات میگیریم کارت راه بیافته. یادته میخواستیم بریم رستوران گل میمون؟ میثم قرار شد وایسته دم در پولها رو جمع کنه و خرج عروسیش کنه. همون رستوران گرونه که آبهویج سنتی میداد. اصلاً اون هم نشد کباب سیبزمینی میدیم. ماشاءالله این روزا به لطف دولت کریمه فت و فراوونه.
لووووووول
….
….
گفتم:
من که به موسوی رأی میدم. شماها دوباره اینقدر این دست و اون دست میکنین که این یارو دوباره میآد.
محسن گفت:
میثم جان. تو چرا به موسوی رأی میدی؟ اگر موسوی نباشه به کی رأی میدی؟ بقیه رو قبول داری؟ ببین میثم اونهایی که رأی نمیدن هم زیاد با تو فرق نمیکنن. فرقشون در اینه که تو یه کاندیدا رو قبول داری و اونها هیچ کدوم از کاندیداها رو قبول ندارن. ستاد لالمونی گرفتهی موسوی باید بیآد و ما رو توجیه کنه که چرا موسوی بهتره. توی تعاریف سیاسی …more
پیمان گفت:
agha jan man ye tarh graphicy mizanam baraye mirhosein karam ro anjam midam. ya har kas dige. ye kari az dastesh bar miyad baraye kandidaye khodesh. nabayad ba tablighe ziadi mardom ro zadeh kard. hasasiyate dozdgire mashin ro har cheghadr bebari bala, bishtar rooye asaabete. hasasiyatesh payin bashe, ham khodet rahati ham baghiyeh. mesle inhayee ke tooye 360 ax gozashtan yaki ax khatami o moosavi o yeki entekhabat naaa. alan vaghteh kababeh. berim kabab bezarim ke ta farda khoda bozorge
چلغوز گفت:
من برای اجمدینژاد تبلیغ کردم. جالا شما بگویید چرا تبلیغ کردم؟
همه با هم گفتیم:
چرا تبلیغ کردی؟
چلغوز سرش رو انداخت پایین و بدون اینکه جواب ما رو بده از چادر رفت بیرون.
پانوشت: عکس از وبلاگ ردپای کوهنورد
